خرید بک لینک

نه ان برگی که از درختت افتم

نه ان زنبور که شهدت نوشم

نه اشکی که از چشمت ریزم

نه ان النگو که دستت شوم

نه ان پابند که پابندت شوم

نه ان افسار که گریبانت شوم

من هیچم کنار تو

یک صفر قبل تو

من یک ممیز کنار همه ممیزیهات

من اگر فرد شوم

زوجم میشوی؟

من اگر پست شوم

دستم میشوی؟

من اگر خشک شوم

بزمم میشوی؟

( برگشت بعد از نه ماهگیم.. شاید تولدی دیگری برای این وبلاگ)

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

روال همان روال همیشگی بود. اعضا و جوارح و مقایسه و تشابه . تضاد در ساختنش شکل میگرفت . هرچه به روز موعود نزدیکتر میشدیم سرعت کار خدا هم کمتر میشد تا اخرین روزهای روزهای ششمین هفته ، خدا در جواب سوالم که چرا اینگونه اهسته میسازیش ؟ پاسخ داد دارم به اسمش فکر میکنم ، اسمی باشد در خور روحش گفتمش مگر معلوم نکردی؟ گفت نه ، تا اینکه قلب را ساخت همنیکه قلب را درون بدنش گذاشت گفت : اسمش را میگذاریم " فواد"...

پ ن : شش هفته طول میکشد که قلب جنین به طور کامل درست شود

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

برایت مینویسم ای رخ بامدادبرایت مینویسم تا که خالی شمبرایت مینویسم شاید بخوانیکز خواندن این شعر شاید بمانیهرچه میگذشت دلم بیشتر شهد تورا میخواستاخه هر زنبوری یک گلی میخواستبین همه گلها ، گل من تو بودی

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

دکتر ، من سحر ها بیدار ماندم ک تا او را ارزو کنم ، آری او را ارزو کردم غافل از اینکه ارزویش نبودم. چقد سخت است خواستن و خواسته نشدن. عیب ندارد زندگی همین هست کدامین وعده ی زندگی خوب بود که این دومیش

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

تفاسیر ، تعاریف زیادی شنیدم و دیدم از دوس داشتن... .به نظرم دوس داشتن وختی با ارزش میشه که از کشف کردن میاد ، سپس پذیرفتن و پس از ان وفق دادن طرفین.اما نمیدونم چرا انقد عجولیم ! این علاقه های عجولانه

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

قیافه هایی که بعد سالها یا بعد ماه ها تغییر میکنند. یهویی وقتی میری عکسهای قدیمی باهشونو نگا میکنی با خودت میگی ایا اینها همین اشخاص هستند؟

چرا من بیگانه ام با این اشخاص؟ چرا اینها انقدر تغییر کرده اند؟

بعضیا زشتر بعضیا قشنگتر!

نمیدونم چی میشه اما بیگانه میشم با روز اولی که دیده بودمشون.. .

نه نه بحث من نقاب ادم ها نیست بحث من نگاه خودمه که نقاب میزاره بهشون.

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

به وقت دلتنگی

قد هزارتا پنجره تنهایی اواز میخونم

دارم با کی حرف میزنم؟ نمیدونم نمیدونم

اینروزا دنیا واسه من

از خونمون کوچیکتره

کاشکی میتونستم بخونم

قد هزارتا پنجره... . " طلوع " محسن نامجو

یوختایی دلتنگ میشی . دلتنگ هرچیزی هرکسی هر کوچه ای هر خیابونی هر اب و هوایی هر ادمی اصن یکی دوتا نیستند فقط دلتنگی همین.

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

مگه قرار نبود خواب و شب مایه ارامش باشد پس ای تقسیم کننده رویاها چرا اینجور میکنید با ما
اره شما که جوری میچینید میمونیم از بیدار شدن خرسند شویم یا گلایه مند!
شاید یروزی شما رو ملاقات کنم و ازتون بخوام که شرح مسأله کنید و منم برایتان شرح حال... .

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 23:20

صفحه بندی